|
کدام تدریس ماندگار است ؟ تجربه ی مستقیم . ابلاغ هرگز به ابلاغ مدیرت خودتان افتخار نکنید چون ممکن است فردا کاغذ بی ارزشی باشد . عشق به کار استاد مي گفت : من مديري نديده ام كه موفق باشد ولي عاشق كارش نباشد . قدرت ابتکار چیزی که مدارس جهان را از هم دیگر جدا می کند نحوه ی برانگیختن قوه ی نو آوری افراد است . دید مسئولیت یک مدیر مدرسه به میزان دید و نگرش اوست نه آنکه در شرح وظایف او نوشته شده است . یک لبخند گفتم : اگر قرار باشد هیچ کاری نکنم و فقط در اداره ی مدرسه یک کار بکنم آن کار چیست ؟ گفت : لبخند بزن . چرا نه ؟
گفتم : یک سوال به من بیاموز که دو کلمه باشد ولی همیشه من را به حرکت وا دارد .
گفت : " چرا نه ؟ " ضرر مدارس
گفتم : بزرگترین ضرر مدارس چیست ؟ گفت : فرستادن یک دانش آموز به جامعه در حالی که او مهارت زندگی کردن را ندارد. چشم پوشی مدیری به معلمان گفت : اگر از خطا های جزئی دانش آموزان چشم پوشی نکنید آنها را به انجام خطا های بزرگ تشویق کرده اید. مدیر خوب از استاد پرسیدم : یک مدیر خوب چه مشخصه ای دارد ؟ گفت : کسی که اجازه بدهد افراد در کنار او خودشان باشند . خدایا بر محمد و آل محمد درود بفرست و عشق یادگیری را در دل ما زنده نگهدار و به ما کمک کن باور کنیم که توانایی فقط از طریق دانایی ممکن است .
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 20:10  توسط عزیز زارع کارشناس آموزش راهنمایی
|
ایراد نگیرید، تشویق و حمایت کنید نوجوانی دوره ای بحرانی در زندگی فرزندان ماست. نه نوجوان بودن آسان است و نه والدین یک نوجوان بودن. یک اظهار نظر به ظاهر ساده از طرف شما می تواند باعث ایجاد سوءتفاهم شود و فرزند نوجوانتان برنجد یا خشمگین شود. همین مسأله والدین را برای برقراری ارتباط دوستانه و مناسب با نوجوان گیج و سردرگم و حتی دلسرد می کند. والدین باید با یک رویکرد منطقی،، هم به رشد شخصیتی فرزندانشان کمک کنند و به استقلال طلبی آن ها احترام بگذارند و هم با ملایمت به آنها نشان دهند که خانواده بزرگترین حامی و پشتیبان آنها است. ● توقع بیش از اندازه نداشته باشید از فرزند نوجوانتان توقع بیش از اندازه نداشته باشید. اگر قصد دارید در چند مورد رفتار او را اصلاح کنید، باید در این راه قدم به قدم پیش بروید و در هر مقطع زمانی فقط روی یک جنبه از رفتارش کار کنید، به عنوان مثال اگر اخیراً از او خواستید که هر روز سر ساعت مشخصی به خانه برگردد و او هم تازه شروع به عمل کردن مطابق میل شما کرده است نباید بلافاصله موضوع دیگری مانند کم کردن ساعات تماشای تلویزیون را مطرح کنید. هنگامی که مشغول اصلاح رفتار او در زمینه ای خاص هستید از نافرمانی های کوچکش در سایر زمینه ها چشم پوشی کنید. تلاش بیش از حد برای اصلاح جنبه های متعدد رفتار فرزندتان هر دوی شما را خسته و نا امید می کند. بیشتر بر روی مسائلی متمرکز شوید که به سلامت و امنیت او مربوط است، مانند مواد مخدر، بی احتیاطی در رانندگی و انتخاب دوستان مناسب. ● اجازه دهید برای حل مشکل تلاش کند برای کمک و پشتیبانی از فرزندتان همیشه حاضر باشید ولی فقط هر وقت از شما خواست، نصیحتش کنید. اگر فرزندتان دوست ندارد درباره موضوع خاصی با شما صحبت کند، اصرار نکنید هرچه در سرش می گذرد را برایتان تعریف کند. اصرار بیش از اندازه در این مورد معمولاً باعث خشمگین شدن نوجوانان می شود. در عوض به او اجازه دهید خودش برای حل مشکلاتش تلاش کند. بدین ترتیب به او نشان می دهید از این که کم کم شخصیت مستقلی پیدا کند حمایت می کنید و این اولین قدم برای افزایش عزت نفس در نوجوانان است. البته باید به او یادآوری کنید که هر زمان نیاز به مشورت و یا کمک شما داشته باشد، همیشه در کنارش حاضر هستید. ● به حریم خصوصی نوجوانان احترام بگذارید آزادی های معمول نوجوانان را با دخالت های بی مورد محدود نکنید. به حریم خصوصی فرزند نوجوانتان همانند بزرگسالان احترام بگذارید. هرگز ایمیل های او را نخوانید و به مکالمه های خصوصی اش گوش ندهید. هنگامی که او خانه نیست اتاقش را مرتب نکنید. نوجوانان از سرک کشیدن والدین به اتاق و وسایلشان بیزارند و مسلماً شما هم دوست ندارید مرتباً ریخت و پاش آنها را جمع کنید. فرزندانتان آنقدر بزرگ شده اند که بتوانند اتاقشان را خودشان مرتب کنند. ● فقط اعتدال را به نوجوانان یاد دهید بسیاری از نوجوانان عادت به صحبت کردن بیش از حد با تلفن دارند. به آنها یاد بدهید که تلفن وسیله ای برای همه اعضای خانواده است و همه حق دارند که از آن استفاده کنند. می توانید مدت زمانی تعیین کنید و از فرزندتان بخواهید مکالمه های تلفنی اش از آن مقدار بیشتر نباشد. این کار فقط برای آزاد کردن خط تلفن نیست بلکه به فرزندتان اعتدال و میانه روی و نظم می آموزد. ● درباره وضع ظاهری بیش از حد حساس نباشید نوجوانان درباره وضع ظاهری خود بیش از اندازه حساس هستند. ممکن است آنها مرتباً در حال ایراد گرفتن از سر و وضع و نحوه لباس پوشیدن اطرافیانشان باشند. اما معمولاً هنگامی که کسی از ظاهر خود آنها انتقاد می کند، برخورد مناسبی ندارند. باید به نوجوانان کمک کرد تا تصویر ذهنی مناسبی از خودشان داشته باشند. درباره نحوه لباس پوشیدن فرزندتان بیش از حد حساس نباشید. البته این به این معنی نیست که در هر شرایطی از او تعریف کنید. بلکه به دنبال راههایی برای حمایت کردنش باشید. هنگامی که لباس های مناسبی را برای پوشش انتخاب می کند او را تشویق کنید و سعی کنید باورهای مثبت او را نسبت به خودش مستحکم تر کنید.
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 20:5  توسط عزیز زارع کارشناس آموزش راهنمایی
|
معلم تند تند مسايل ریاضی را پای تخته حل میکند و چشمهای دانشآموزان نگران و پر استرس روی دستهای معلم حرکت میکند. همه چشمها و گوشها حل مسالههای معلم را دنبال میکند. آنها سعی میکنند حل مسايلشان را با معلم مقایسه نمایند. معلم هر بار كه به سمت دانشآموزان برميگردد، با چشمانش تكتك دانشآموزان را زير نظر ميگيرد. ناگهان چشمش به دانشآموزي ميافتد كه برخلاف همه دفترش را بسته و با بي حوصلگي به تخته نگاه ميكند. گچ را مياندازد، به او نزديك مي شود، با لحني جدي و كمي با عصبانيت ميگويد: چرا دفترت را بستي تنبل؟ چرا آنها را كنترل نميكني! دانشآموز نگاهش را با اطمينان توام با غرور به معلم مياندازد و ميگويد: اين مسايل خيلي آسان است. معلم عصباني ميشود و رنگ پوستش قرمز ميشود و ميگويد: من اسمم را عوض ميكنم اگر تو همه مسايلت را درست حل كرده باشي! دانشآموز دفتر را باز ميكند و به دست معلم ميدهد. او نگاهي به آن مياندازد شرمنده ميشود عرق سردي پيشانياش مينشيند. دانشآموز همه مسايل را بدون كوچكترين غلطي درست حل كرده است. دانشآموز لبخند ميزند و ميگويد: من منتظر نام جديد شما هستم؟!!!! اين روزها دنيا وارونه شده. دانشآموزان بسيار تغيير كردهاند. گويا اينترنت و رسانهها آنها را به دنياي جديدي پرت كرده، دنيايي كه با دنياي ميانسالان و كهنسالان خيلي متفاوت است. اگر در گذشته معلمها ميتوانستند به راحتي كلاسها را كنترل نموده و از دانشآموزان زهرچشم بگيرند، امروز اكثر دانشآموزان در بسياري از موارد از معلمها جلوتر هستند. گويا آموزشهاي غيررسمي كه هرروز توسط رسانه ها ارايه ميشود، نقش آموزشهاي رسمي را كمرنگتر نموده است. دكتر جان ويليامز استاد رشته تعليم و تربيت در انگليس معتقد است: معلمها امروز دوران سختي را ميگذرانند، چون اگر روزگاري دانش آنها منشاء قدرت آنها بود، امروز كسب دانش از راههاي متنوعي ميسر شده كه هر دانشآموز قبل از ورود و حتي در حين تحصيل ميتواند به آن دست يابد. همين مساله باعث تقسيم قدرت ميان دانشآموزان و معلمها شده است. اين مساله در كشورهاي در حال رشد و توسعه نيافته بعضا شديدتر است. در اين كشورها با توجه به اينكه امكانات اقتصادي در برخي از مراكز شهري و پايتختها متمركز شده است و دانشآموزان طبقه فرادست از اين امكانات برخوردارند، ميتوانند بيشتر از آموزشهاي غيررسمي استفاده كنند. در ايران نيز با توجه به اينكه برخي از دانشآموزان از سطح رفاهي بالاتري نسبت به معلم ها كه قشري آسيبپذير هستند برخوردارند، دستيابيشان به نرم افزارها و امكانات ديجيتالي جديد بيشتر است كه اين امر آنها را از معلمها بسيار پيش انداخته است. طبيعتا چنين شرايطي نظام مديريت در كلاس را تغيير داده است. معلمها امروز مجبورند از يك سو به سرعت و باشتاب هر چه تمامتر با رسانهها و كامپيوتر آشتي نمايند و از سوي ديگر در شيوههاي كنترل كلاس و نفوذ در ميان دانشآموزان تجديدنظر نمايند. امروز تدريس با گفتار و چروك ايجاد كردن در پيشاني و يا بلند صحبت كردن به دست نميآيد و معلمها بايد با تمام اعضا و جوارح خود اعم از دستها، چشمها، گوشها، پاها و... استفاده نموده تا دانشآموزان را به خود جذب نمايند. يك معلم كه سالها در انگليس زندگي كرده است و دورههاي شيوههاي نوين در تدريس را در آن جا گذرانده است ميگويد: "در اروپا معلمها براي جذب دانشآموزان از تمام اعضا و جوارح خود استفاده ميكنند و حتي گاهي يك معلم براي جلب توجه دانشآموزان در سر كلاس مجبور ميشود كه دراز بكشد و يا ادا و اطوارهاي خاص از خود دربياورد تا بتواند هم كلاس را اداره نموده و هم مطالب را به بچهها ياد بدهد." بنابراين اگر بگوييم كه معلمها امروز ملزمند كه يك اكتور و هنرپيشه باشند سخني به گزاف نگفتهايم، معلمي كه نتواند نقشهاي متنوع در كلاس ايفا نمايد به مرور در نظر دانشآموزان مورد رد و انكار قرار ميگيرد. ضمن اينكه به روز نگه داشتن اطلاعات در او نقش اساسي ايفا مينمايد. پرفسور هارولد استينگل يكي از ضعفهاي آموزش در قرن 21 را به ضعف مديريت معلمها در كلاسها نسبت ميدهد. او معتقد است كه "امروز ديگر روشهاي اقتدارگرايانه جواب نميدهد. معلمهايي كه تلاش ميكنند با فرياد و پرخاش نبض كلاس را در دست بگيرند و يا گاهي از تنبيه استفاده نمايند، به سرعت از دايره آموزشهاي جديد و نوين به بيرون پرتاب ميشوند" معلمها انتظار دارند كه هر تصميمي كه در كلاس ميگيرند توسط دانشآموزان پذيرفته شده و از آنها تبعيت شود. دانشآموزان هم ترجيح ميدهند كه به نداي دروني آنها گوش داده شود و صحبتهاي آنها شنيده شود. اين تضاد ميان دو ديدگاه توافق در سر كلاسها را تضعيف مينمايد و به مرور نظم را در كلاس تحتالشعاع خود قرار ميدهد. حال اين سوال مطرح است كه يك معلم چگونه ميتواند در كلاس مديريت نموده و آموزشهاي لازم را به دانشآموزان منتقل نمايد؟ تحقيقات نشان ميدهد كه بهترين شيوه مديريت در كلاس شيوه مشاركتي است. شيوهاي كه در آن هم معلمها و هم دانشآموزان نقش ايفا ميكنند. اين شيوه مديريتي، آزادي عمل بيشتري به دانشآموزان ميدهد ضمن اينكه فضاي انتقاد و بحث را در كلاس باز ميگذارد. يكي از اصولي كه در كلاسهاي درس بايد به آن توجه شود، ايجاد يك جريان عاطفي سيال، مستمر و دوسويه ميان دانشآموزان و معلمها ميباشد. اگر معلمها بتوانند از لحاظ عاطفي و روحي به دانشآموزان نزديك شوند، طبيعتا اداره كلاس سادهتر و راحتتر خواهد شد. چون اولا درك حسي معلم و دانشآموزان از يكديگر بيشتر ميشود و دوم اينكه انگيزههاي يادگيري و ياددهي را در هر دو آنها افزايش ميدهد. اما باز اين تاكيد وجود دارد كه دانايي و آگاهي يك معلم شرط اساسي مديريت در كلاس است. يكي ديگر از مدلهاي مديريتي جديد، شيوه "خودگرداني مدارس" ميباشد كه از آن به عنوان راهي موثر و اثربخش ياد ميشود، كه در آلمان قبل از همه كشورهاي جهان مورد استفاده قرار گرفت. در اين مدارس مديران مدرسه نقش كليدي دارند و از اختيارات وسيعي برخوردارند. مديران مدرسه آلمان كه به "ركتور" معروفند سرپرست معلمها هستند كه البته زير نظر شوراي مدرسه قرار دارند. شوراي مدرسه نهادي است كه زمينه تعامل و همكاري ميان مدير، معلم ها، شاگردان و والدين را فراهم ميسازد. چون تجربه نشان داده است كه هر وقت يك كلاس بدون توجه به نقش هر يك از مولفههاي بالا برنامهريزي ميشود، به نتايج مطلوب نميرسد. در كشور آلمان اين شورا در ايجاد امكانات رفاهي براي دانشآموزان، تعيين كتب درسي، برنامهريزي براي گردش علمي و نوسازي مدارس و... نقش اساسي ايفا مينمايند. البته در كنار شوراي مدرسه، شوراي معلمان و شوراي دانشآموزان و انجمن والدين به عنوان سه محور اساسي، برنامهريزي را در نظام آموزشي آلمان كنترل مينمايند كه هر يك از اين انجمنها به حقوق و تكاليف هر يك از اعضا توجه ويژه دارند. سيستم خودگرداني مدارس نيز نشان ميدهد كه نقش دانشآموزان در كلاسهاي درس نسبت به گذشته افزايش پيدا كرده است. معلمها ديگر نميتوانند فقط صداهاي بلند را بشنوند و دانشآموزان زرنگ را پررنگتر ببينند. بلكه بايد دانشآموزان ساكت را هم ببينند. آنهايي كه در كلاس كمفروغند و بيصدا مي آيند و مي روند را مورد توجه قرار دهند. هر دانشآموز يك امانت و نماينده خداوند در روي زمين است كه با توجه و توانايي و مهارت يك معلم شكوفا ميشود. امروزه در مباحث نوين مديريتي براي مدير موفق در كلاس سه ويژگي در نظر گرفته مي شود: اول) مهارتهاي فني كه شامل دانايي و توانايي در انجام وظايف و داشتن آگاهيها در زمينهاي كه هر معلم تدريس مينمايد چون هر قدر يك معلم آگاهياش افزايش يابد، به همان نسبت قدرت او در كلاس افزايش مييابد. دوم) داشتن مهارت انساني و توانايي در ايجاد رابطه و تفاهم و همكاري با دانشآموزان مي باشد كه محيط كلاس را به يك محيط انساني مبدل ميسازد كه همهي دانشآموزان ميتوانند نظرياتشان را بدون هرگونه ترس و يا ترديدي مطرح نمايند. سوم) مهارتهاي ادراكي ميباشد كه به معلم اين امكان را ميدهد كه بين دانشآموزان با ساير اجزاي نظام آموزشي و نظام خانواده يعني مديران، معاونين، ساير اولياي مدرسه و خانواده ارتباط مناسبي برقرار نموده و اثربخشي و راندمان آموزشي را در كل بالا ببرد. البته علاوه بر اين سه فاكتور، يك معلم براي ايجاد يك مديريت موفق بايد از لحاظ شخصيتي فردي والا، پاك، وفادار، داراي حس مسئوليت، قاطعيت، نوآوري، سلامت نفس، روحيه همكاري و همياري، پايداري در احساسات، داراي پشتكار و قدرت پذيرش نظر مخالف باشد. بر همين اساس است كه نقش و وظيفهي يك معلم بسيار سخت و متفاوت ميشود. در مدارسي كه معلم ها فاقد ويژگيهاي فوق هستند، فاصله و شكاف عميقي ميان دانشآموزان و معلمها ميافتد كه اين شكاف منجر به افت تحصيلي در دانشآموزان و ضعف نظام آموزشي در سطح كلان ميشود. تجربه نشان داده است كه معلم هاي خلاق نقش اساسي در يادگيري و ايجاد سلامت رواني دانشآموزان دارند. اگر به آزادي دانشآموزان توجه نشود و قوانين بدون حضور آنها تصويب گردد، به مرور زمينهي رشد آسيبها فراهم ميگردد. در يكي از مدارس فرانسه كه قانون منع سيگار كشيدن براي دانشآموزان تصويب شد، در عمل و به اعتراف خود دانشآموزان اعلام گرديد كه بسياري از آنها در دستشوييها و به طور مخفي سيگار ميكشيدند. در حالي كه اگر معلمها در اين مدرسه ميتوانستند به اعماق روح و روان دانشآموزان نزديك شوند، شايد قدرت آنها در توجيه دانشآموزان كه "سيگار براي سلامتيشان مضر است" بالاتر از تصويب يك قانون بود. لذا بايد در نظر داشت كه هنوز هم معلمها ميتوانند رهبري را در كلاسها در دست داشته باشند، به شرط آن كه اين رهبري را بر قلبها حاكم نمايند نه بر مغزها.... معلم هنوز تند مسايل رياضي را پاي تخته حل ميكند اما اين بار به آهنگ دل آنها گوش ميدهد، لبخند و مهرباني را چاشني مسايل دشوار رياضي ميكند. ديگر هيچ كس از رياضيات متنفر نيست....
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 19:57  توسط عزیز زارع کارشناس آموزش راهنمایی
|
مدیریت رفتار با دانش آموز درکلاس درس ، معلم مهربان یا خشن؟! اساس و بنیان مدیریت رفتار موثر، داشتن روابط مثبت با دانش آموزان است. ارتباط مثبت پیوند محکمی بین شما و دانش آموزانتان بر قرار می کندبدون این پیوند ، توان شما برای تحت تاثیر قرار دادن و هدایت کردن آنها ضعیف خواهد بود . با رعایت نکات زیر می توانید روابط تان را با دانش آموزان تقویت کنید: • وقتی دانش آموزان وارد کلاس می شوند با آنها احوالپرسی کنید. • برای تک تک آنها اهمیت قائل باشید و به تک تک آنها توجه کنید. • به نظر هایشان با دقت گوش بدهید. • به آنها مسئولیت بدهید. • حتی موقعی که دارید رفتار نامناسبشان را تصحیح می کنید به شأن و شخصیت آنها احترام بگذارید. • و دست آخر اینکه: «همانقدر که فکر میکنید سزاوارید دانش آموزان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید».. «موفقیت شما در شغل معلمی آنقدر که به روابط مثبت ، مهربانانه و اعتماد آمیز با دانش آموزان وابسته است به هیچ مهارت ، ایده ،ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد». ( پروفسور اریک جنسن) معلمان کارآمد: معلمانی که می توانند به خوبی بر رفتار دانش آموزان مدیریت کنند همگی این خصوصیات را دارند: • از مهارتها و ابزارهای گسترده ای استفاده می کنند. • افکار واقع گرانه دارند . www.zibaweb.com • بر احساسات خود مسلطند .احساسات متعادل داشتن به معنی بی تفاوت بودن نیست. شور و شوق داشتن وبا انرژی و علاقه کار کردن از ضروریات معلمی است. اما نباید در ابراز آنها زیاده روی کنید.
زیاده روی در هر احساسی روی توانایی فرد در داشتن تفکر منطقی و معقول اثر می گذارد تنبیه: مهمترین نکته ای که باید یاد آور شد این است که تنبیه موجب تغییر رفتار نمی شود. • تنبیه موثر شما فقط مدت زمان محدودی وقوع رفتار نامناسب را به تعویق میاندازد. • شدت تنبیه نیست که انجام رفتار نامناسب را محدود می کند بلکه قطعیت آن است. یعنی دانش آموز مطمئن باشد که شما قطعا او را تنبیه می کنید. • تنبیهات کلاسی در صورتی موثر خواهند بود که از ضعیف به شدید استفاده شوند. مثال 1. اخطار دادن به دانش آموز 2. تغییر دادن جای او 3. نگه داشتن او پس از پایان کلاس به مدت 5 دقیقه 4. اطلاع دادن به والدین 5. اخراج از کلاس 6. و دست آخر اینکه:«موقع تنبیه باید همیشه طوری عمل کنیدکه دانش آموز متوجه شود این کار شما در واقع انتخابی است که خود او کرده و نتیجه منطقی عمل خودش بوده است.)) پاداش: مهمترین نکته ای که باید یادآور شد این است که پاداش موجب تغییر رفتار می شود. • موثرترین شکل پاداش استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است مثل لبخند زدن ، تشکر کردن ، آرزوی موفقیت کردن • وقتی جایزه می دهید هرگز نباید آن را پس بگیرید اگر پس از دریافت جایزه رفتار نادرستی از دانش آموز سر زد باید از تنبیه مناسب آن رفتار استفاده کنید. • پاداش باید عادلانه باشد. جای دانش آموزان در کلاس: • همیشه برنامه مشخصی برای تعیین کردن جای دانش آموزان در کلاس داشته باشید. • وقتی دانش آموزان قبول کنند که طبق برنامه شما سر کلاس بنشینند درواقع پذیرفته اند که دستور کار کلاس را شما تعیین می کنید. • دانش آموزان مشکل ساز را در همه کلاس پخش نکنید . • اگر بخواهید دانش آموزان را به صورت گروهی دور هم بنشانید باید برای انها حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید پا را فراتر از سطح معینی از رفتار اجتماعی بگذارند. • هر چند وقت یک بار برنامه نشستن آنها را تغییر دهید. • دقت کنید دانش آموزانی که قدرت تمرکز کمتری دارند نزدیک شما بنشینند و از جاهایی که موجب حواس پرتی آنها می شود مثل پنجره ها دور باشند. جای معلم در کلاس: جای شما در کلاس می تواند تاثیر زیادی در کارآیی شما داشته باشد. • هنگام تدریس تمام مدت جلو کلاس نباشید. اگر مدام جلو کلاس بایستید سایر نقاط کلاس به منطقه تحت کنترل دانش آموزان تبدیل می شود. • در تمام کلاس حرکت کنید تا نظارت خود را بر تمام قسمتهای کلاس اعمال کنید. • وقتی در جلو کلاس قرار می گیرید در یکی از گوشه های کلاس بایستید. • وقتی می خواهید رفتار دانش آموزی را اصلاح کنید برای صحبت ابتدا به او نزدیک شوید هرگز سعی نکنید از دور این کار را بکنید. • و دست آخر اینکه: «هرگز به حریم فردی دانش آموزان تجاوز نکنید اگر بیش از حد به آنها نزدیک شوید احتمال اینکه گفتگویی آرام در باره یک نکته انضباطی به برخوردی خشن و شدید تبدیل شود به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند». شروع و پایان خوبی داشته باشید:
نحوه شروع و تمام کردن درس بخش مهمی از مدیریت موثر رفتار را تشکیل می دهد زیرا با این کار جو و فضای درس همان روز و روز بعد رااز قبل مشحص می کنید. • وقتی وارد کلاس می شوید با لبخند به دانش آموزان سلام کنید فعالیتهای آن روز کلاستان را از قبل لیست کنید تا در زمانهای مناسب دانش آموزان بتوانند آن را انجام دهند. با این کار یک فضای مثبت اجتماعی و کاری ایجاد می کنید. • در آخر درس چنانچه کلاس مطلوبی داشته اید به دانش آموزان بگویید از هم صحبتی و درس دادن به آنها لذت برده اید به فعالیتهای موفقیت آمیز آن روز تاکید کنید و به مواردی که پیشرفت خوبی نداشته اند نپردازید • و دست آخر اینکه:«وقتی دانش آموزان از کلاس بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتی یک لبخند ، و خدا حافظ هم بی تاثیر نیست». فضایی از رفتار خوب و پسندیده ایجاد کنید: • رفتار مودبانه هزینه ای ندارد اما مانند چسب اجتماعی خوبی است که روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند می دهد . • با رفتار خودتان همان رفتار اجتماعی مناسبی را که از دانش آموزان توقع دارید به نمایش بگذارید . • با ملایمت رفتار دانش آموزانی که ادب را فراموش می کنند تصحیح کنید . • و دست آخر اینکه : «اگر مجبورید صحبتتان را با دانش آموزی قطع کنید تا رفتار نامناسب دانش آموز دیگری را تصحیح کنید حتما از او عذر خواهی کنید». سرمایه گذاری کنید تا سود ببرید: یکی از اصول اولیه روابط انسانی می گوید :همان چیزی را که می خواهید بگیرید بهتر است اول آن را بدهید. • اگر به آنها احترام بگذارید به احتمال زیاد به شما احترام خواهند گذاشت. • اگر تصمیم بگیرید با رفتاری آرام و منطقی نسبت به رفتار آنها عکس العمل نشان بدهید احتمال اینکه با آانها رو در رو بشوید ضعیف است. • اگر بپذیریم که دانش آموزان انسان هستند ونه (ماشینهای یادگیری) احتمال اینکه روابط کاری بهتری با آنها برقرار کنید بیشتر می شود. • اگر رویکردی قاطع و در عین حال عادلانه در مورد انضباط داشته باشید احتمال اینکه دانش آموزان مطابق انتظارات شما رفتار کنند بسیار بیشتر می شود. • و دست آخر اینکه : اگر وقتی حضور و غیاب میکنید با لبخند و یک صبح بخیر دوستانه ورود دانش آموزان را به کلاس خوش آمد بگویید احتمال اینکه به جای غرغر های معمول پاسخ دوستانه ای بشنوید بسیار بیشتر می شود. اصول مدیریت رفتار با دانش آموز 1. برای بروز رفتارهای خوب برنامه ریزی کنید برنامه ریزی برای ایجاد زمینه هایی که دانش آموزان بتوانند رفتارهای خوب از خود نشان بدهند دو عامل مهم پیشگیری و کاهش رفتار نامناسب را در حالت تعادل نگه می دارد.
به جای اینکه روی اشتباه دانش آموز تمرکز کنید اورا به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید.
2. رفتار و رفتار کننده را از هم جدا کنید هنگام روبرو شدن با رفتار نامناسب همیشه باید این نکته را برای دانش آموز روشن کنید که انتقاد شما متوجه خود رفتار است و نه کسی که رفتار از او سر زده است.به یاد داشته باشیم اشتباهی که دانش آموز می کند با شخصیت او یکی نیست و اگر به او بر چسب دانش آموز بد بزنیم اغلب باعث میشود که او از خودش تصویر ذهنی ضعیفی بسازد 3. از زبان انتخاب استفاده کنید . بر اساس اصولی عادلانه به دانش آموزان اجازه بدهید از بین رفتارهایشان انتخاب کنند.به آنها کمک کنید تا انتخاب مناسبی داشته باشند بگذارید آنها نتیجه رفتاری را که انتخاب کرده اند ببینند(پاداش ویا تنبیه ) .استفاده از جمله هایی که به دانش آموزان کمک کند تا بین رفتارهایشان انتخاب کنند ممکن است در ابتدا به نظرتان عجیب و نامناسب برسد اما باید مدام آنها را به کار ببرید تا در اثر تکرار این عبارت ها جزیی از گفتارتان شود و به طور طبیعی آنها را به کار ببرید. به تفاوت چشمگیر بین این دو جمله توجه کنید: رضا اگه بخوای همین طور حرف بزنی باید بری تنها گوشه کلاس بشینی. رضا اگه تصمیم بگیری وقتی که من درس می دهم همین طور حرف بزنی یعنی تصمیم گرفته ای بروی تنها گوشه کلاس بشینی حالا از تو می خواهم درست تصمیم بگیری. متشکرم. معنی جمله اول این است :اگه کاری را که من می گویم نکنی مجبورت می کنم .این جمله یک تهدید مستقیم است. اما معنی جمله دوم این است که خودت مسئول اعمالت هستی و از تو می خواهم رفتار درست را انتخاب کنی 4. فضایی سرشار از اعتماد و حمایت ایجاد کنید. اعتماد پایه واساس کلیه روابطی است که در آن حمایت متقابل وجود دارد. www.zibaweb.com
برای رسیدن به این هدف از شیوه های بسیاری می توانید استفاده کنید مثلا: • در موردمیزان صمیمیت با آنها حد و مرز های روشنی را مشخص کنید و همیشه به آنها پایبند باشید. • در نحوه بر خورد و میزان انتظارات خود از دانش آموزان ثبات قدم داشته باشید. • به تعهدات خودتان نسبت به آنها عمل کنید از تک تک آنها در کلاس حمایت کنید در یادگیری به آنها کمک کنیدو..... • به تک تک آنها توجه کنید. 5 . الگوی همان رفتاری باشید که از دانش آموز انتظار دارید دانش آموزان در حال کسب آن مجموعه از مهارت های اجتماعی هستند که به کمک آنها بتوانند انتخابهای رفتاری درستی داشته باشند به همین خاطر نیاز دارند که از رفتار شما الگو بگیرند. نیازی نیست که شما یک الگوی عالی رفتاری باشید و هیچ اشتباهی نکنید. .یک انسان معمولی که خطا می کند و به خاطر آنها عذر خواهی می کند الگوی بسیار خوبی است. 6 .مسائل مهم را پی گیری کنید مشخص کردن مسائل مهم باعث می شود تا از تیز بینی بیمارگونه دور باشید ونخواهید اشتباهات دانش آموزان را زیر ذره بین بگذارید وبا آنها برخورد کنید زیرا در این صورت به سرعت خسته می شوید و فضایی بسیار پر تنش را در کلاس درس حاکم می کنید 7. دوباره ارتباط برقرار کنید و رابطه را تصحیح کنید فقط در صورتی می توانید روی رفتار دانش آموزان تاثیر مثبت بگذارید که با آنها ارتباط داشته باشید. وقتی به دلیل انتخاب نامناسب رفتار دانش آموز ضروری است او را تنبیه کنید نوعی احساس تنفر از شما در او به وجود می آید و رابطه شما را دچار تنش میکند. باید مراقب باشید تا در اولین فرصت ممکن بعد از تصحیح رفتار دانش آموز دوباره با او رابطه مثبت بر قرار کنید . به یاد داشته باشید که : «با این کار مستقیما رفتار خوب را به دانش آموز نشان میدهید». برنامه انضباطی ده مرحله ای مرحله اول:وقتی دانش آموزان کار خوبی می کنند آنها را تشویق کنید. مرحله دوم :از الگو سازی مثبت استفاده کنید. مرحله سوم :از روش نزدیک شدن به دانش اموز استفاده کنید مثلا:متوجه می شوید یکی از دانش آموزان به کلاس بی توجه است بنابراین در کلاس قدم می زنید و به تدریج به او نزدیک می شوید و در حالی که به سراغ او می روید از دانش آموزانی مشغول کار کلاسی هستند تعریف میکنید . این کار شما باعث میشود آن دانش آموز به کار کلاسی برگردد.به محض اینکه این کار را کرد به او توجه کرده و از او تعریف کنید. مرحله چهارم : برای تصحیح رفتار دانش آموزان از آنها سوال کنید. مرحله پنجم : توصیه های خود را به صورت خصوصی بگویید. مرحله ششم : اول گفته دانش آموز را تایید کنید بعد اورا به مسیر درست هدایت کنید . مرحله هفتم : به روشنی قوانین کلاس را به دانش آموزان یاد آوری کنید. در یادآوری این قوانین از عبارت قوانین ما استفاده کنید. مرحله هشتم : انتخاب روشنی پیش پای دانش آموز بگذارید. مرحله نهم : طبق توافق نسبت به رفتار نا شایست دانش آموز واکنش نشان بدهید . مرحله دهم : از شیوه های اخراج از کلاس استفاده کنید.
ملاحظات مربوط به اخراج دانش آموز از کلاس • مسلما اخراج از کلاس جدی ترین عملی است که بر اساس شرایط کلاس انجام می دهید باید این کار را با احتیاط انجام داد در غیر این صورت تاثیر چندانی نخواهد داشت. تنها موقعیتی که از شیوه های دیگر استفاده نمی شود و مستقیما شیوه اخراج اجرا می شود وقتی است که رفتار یک دانش آموز سلامت همکلاسی هایش را به خطر می اندازد در چنین موردی استفاده از این روش هرگز نشانه ضعف شما نیست بلکه جزئی از برنامه انضباطی شما می باشد.و باید همیشه نکاتی را در این مورد در نظر گرفت.بهترین کار این است که از طریق بحث و گفتگو با تمام معلمان و مسئولین مدرسه به پرسشهای زیر پاسخ داد و روشهای مورد توافق را به کار گرفت. • چه نوع رفتارهایی اخراج دانش آموز را از کلاس ضروری می کند .آنها را لیست کنید؟ • به هنگام اخراج از چه نوع جمله های باید استفاده کرد؟ • چطور باید دانش آموز را از کلاس بیرون کرد؟ • و دست آخر اینکه : «اگر دانش آموز از کلاس بیرون نرفت چه باید کرد و از چه کسی میتوان کمک گرفت»؟ • دانش آموز پس از اخراج باید کجا برود؟ • نقش کسی که او را پس از اخراج تحویل می گیرد چیست؟ • چه نکاتی باید در پرونده دانش آموز درج شود؟ • به چه کسی باید اخراج دانش آموز را اطلاع داد؟ • و دست آخر اینکه :« اگر مجبور شوید دانش آموزی را مرتب از کلاس بیرون کنید چه باید کرد»؟ اخراج از کلاس اولین پیامد بد رفتاری دانش آموز است. بنابر این نقش معلم پس از اخراج دانش آموز به عنوان کسی که مجری این کار بوده است بسیار حیاتی است.پس از اخراج باید در اولین فرصت با دانش آموز حرف بزنید و • در مورد اینکه اگر این رفتار بار دیگر تکرار شد چه تصمیم بهتری می شود گرفت با هم صحبت کنید. • به او نشان بدهید که از او هیچ دلخوری ندارید و جلسه بعد همه چیز مثل روز اول خواهد بود. • برای جبران کلاسی که از دست داده بر نامه ریزی کنید . • هر رفتار بهتری که او می تواند در چنین مواقعی داشته باشد به او یاد بدهید . • ارتباط عادی را با او از سر بگیرید و اگر دلخوری یا ناراحتی پیش آمده آن را رفع کنید . این نکته نیز بسیار مهم است که اخراج دانش آموز را به والدین او ناظم و مدیر مدرسه هم اطلاع دهید . مجهز کردن جعبه ابزارمدیریت رفتار دانش آموزان مانند جعبه ابزار است به این معنا که همیشه به یاد داشته باشید برای اداره کلاس در هر موردی همیشه یک راه حل یا یک شیوه ثابت وجود ندارد.این جمله را با خودتان تکرار کنید :وقتی یک روش جواب نمی دهد آن را کنار بگذار و از روش دیگری استفاده کن مثل استفاده از جعبه ابزار.معلمان کارآمد قبل از دست بردن در جعبه ابزارشان ابتدا ویژگی ها و شرایط کلاس را می سنجند و بر اساس آن مناسبترین مهارت یا شیوه عمل را انتخاب می کنند .که به نمونه هایی از آن اشاره می شود: • به هنگام توصیه به دانش آموزان به جای (لطفا) در اول جمله از واژه (ممنونم )در پایان جمله استفاده کنید.مثال: رضا (مکث )خودکارت را روی میز بذار وبه من نگاه کن .ممنونم.. وقتی در آخر جمله از واژه (متشکرم ) استفاده می کنید در واقع می گویید ( آنقدر مطمئنم در خواستم را انجام می دهی که از قبل ،از تو تشکر می کنم.) • پس از اینکه دستور شفاهی قاطع خود را که با (ممنونم ) تمام شده صادر کردید لازم است دیگر گفتگوی انضباطی را ادامه ندهید و در عوض کارهای زیر را انجام دهید : دیگر به دانش آموز نگاه نکنید ، از او دور شوید وبه سایر دانش آموزان بپر دازید، به سراغ دانش آموزانی بروید که کارشان را خوب انجام می دهند و وقت تان را صرف آنها کنید. • این روش شما که جزء ابزارهای جعبه ابزار مدیریت شماست به معنی نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست بلکه به این معنی است که تصمیم می گیرید: 1- کدام رفتارهای دانش آاموزان را می شود نادیده گرفت و برای چه مدت ؟ 2- در چه مواقعی باید آنها را نادیده گرفت؟ (اغلب وقتی همه کلاس متوجه این موضوع می شوند مناسب است.) • گاهی اوقات وقتی مدام از دانش آموزان بدرفتاری می بینیم وسوسه می شویم عصبانیت و سر خوردگی خود را با سخنرانی کردن خالی کنیم اما باید جلوی این نوع وسوسه ها را بگیریم و خیلی مختصر و مفید حرفمان را بزنیم زیرا دستورهای کوتاه وصریح باعث می شود که دانش آموزان روی موضوع اصلی تمرکز کنند و مشکل را به راحتی تشخیص دهند و بتوانند مشکل را حل کنند. www.zibaweb.com • با بد رفتاری دانش آموزان مانند اشتباهی که به راحتی قابل اصلاح است برخورد کنید .راه موثر و مسالمت آمیزی که برای این کار وجود دارد این است که به آنها توضیحی کوتاه در باره مشکل بدهید بدون اینکه کسی را مقصر بدانید و سر زنش کنید. • در صحبت با دانش آموزان به جای فعلهای منفی از فعل های مثبت استفاده کنید.همیشه به جای اینکه به دانش آموز بگویید چه کاری را نکند به او بگویید چه کاری را بکند. (مثال ) احتمال موثر بودن جمله ( رضا از تو می خواهم بگیری بشینی. متشکرم. )به مراتب بیشتر از جمله ( رضا لطفا توی کلاس راه نرو..) • از دادن اخطارهای مکرر خودداری کنید زیرا با این کار دانش آموزان را تشویق می کنید که پا را از حد خود فراتر بگذارند. مسلما این نوع اخطارها کار ساز نیست: (رضا ! این سومین اخطار نهاییه که دارم به تو می دهم! ) • اگر خطر اینکه دانش آموز با رفتار نامناسبش به خودش یا دیگران صدمه ای وارد کند وجود ندارد اصراری به دنبال کردن فوری توصیه تان نداشته باشید. اگر به دانش آموز فرصت کوتاهی برای این کار بدهید احتمال اینکه بین شما واو بر خوردی پیش بیاید را کاهش می دهید و در عین حال به او اجازه می دهید که در حضور هم کلاسیهایش وجهه خود را حفظ کند. • وقتی دانش آموزی می گوید :مگه زوره ! یا ( نمی تونی به من زور بگی ! ) بسیاری از معلمان احساس ناتوانی می کنند و تسلیم ندای درونشان می شوند که می گوید : من نمی تونم؟ حالا نشونت می دهم . مسلما پاسخ دادن به این ندای درونی هیچ سودی ندارد و فقط باعث درگیری و برخورد بین معلم و دانش آموز لجوج می شود .واقعیت این است که شما نمی توانید دانش آموزان را وادار به انجام کاری کنید. اما از این واقعیت می توانیم به نفع خودمان استفاده کنیم . به این ترتیب که :«ابتدا گفته آنها را تایید کنیم و بعد بگوییم که انتظار داریم رفتار درستی را که ما توصیه می کنیم انتخاب کنند». • بعضی دانش آموزان خیلی زود می فهمند که می توان با رفتارهای نامناسب توجه کامل شما را به خودشان جلب کنند. برخی دیگر اگر پس از صحبت در باره رفتار نامناسبشان همچنان آنها را زیر ذره بین بگذارید احساس می کنند مورد تهدید قرار گرفته اند. در هر صورت موثر ترین شیوه این است که توجه تان را هر چه سریع تر از رفتار نامطلوب دانش آموز به چیز دیگری معطوف کنید. • برای اینکه دانش آموز بتواند رفتارش را متوقف کند و در باره رفتار دیگری فکر و سپس عمل کند به زمان نیاز دارد . اگر برای انجام این فرایند به او فرصت لازم را بدهید احتمال اینکه به توصیه تان عمل کند و رفتار مطلوب را انتخاب کند افزایش می دهید.www.zibaweb.com • یکی از عوامل موثر در مدیریت رفتار استفاده از سوالاتی است که بتواند توجه دانش آموز را جلب کند. این پرسشها باعث می شود که دانش آموز بدون آنکه احساس گناه کند مسئو لیت رفتارش را به عهده بگیرد. به ندرت پیش می آید که دانش آموز به (( چرا ))های شما جواب های با ارزشی بدهند. بهتر است توجه دانش آموزان را با ((چه))پرسیدن به درس برگردانید. مثال: معلم : رضا !می بینم از سر جات بلند شدی . داری چه کار می کنی؟ رضا : هیچی. معلم : الان باید چه کار کنی ؟ رضا: نمی دونم . معلم : باید تمرین شماره دو کتاب را حل کنی تصمیم بگیر ، این تمرین را حل کنی . ممنونم. خلاصه مطلب داشتن رفتار مناسب را مهمترین وظیفه خود بدانید و آن را در راس امور قرار دهید . برای دانش آموزان فعالیتهای روز مره روشن تعیین کنید و از این عمل برای مدیریت بهتر کلاس درس استفاده کنید. به دانش آموزان به طور فعال مسئو لیت هایشان را آموزش دهید. حتی وقتی رفتار دانش آموزی مناسب نیست رفتارتان طوری باشد که حقوق اساسی خودتان و او را حفظ کنید. به دانش آموز مرتبا باز خورد رفتار مناسبش را بدهید. برای این کار رفتار او را با استفاده از واژه های مثبت توصیف کنید. به دانش آموزان یاد بدهید که به دستورها و توصیه هایتان توجه کنند. آگاهانه از حرکات و اشاره هایی استفاده کنید که اقتدار و اعتماد به نفس شما را نشان می دهد. از روشهای مسالمت آمیز استفاده کنید. انتخاب های رفتاری روشنی در اختیار آنها قرار دهید تا برای تسلط روی رفتارشان تشویق شوند. از تمر کز بیش از حد روی رفتارهای نامناسبی که از دانش آموزان سر می زند خود داری کنید. از عزت نفس دانش آموزان حمایت و محافظت کنید. رفتار نامناسب را از رفتار کننده جدا کنید . به دانش آموزان فرصت بدهید تا بر رفتارشان مسلط شوند و بتوانند به توصیه های شما پاسخ مناسب بدهند. با قاطعیت موضوعات مهم را پیگیری کنید ولی نه با بی رحمی . مدام روابط کاری تان را با دانش آموزان هر چه بیشتر مستحکم کنید. موقع عصبانیت قضاوت نکنید . قبل از آرام کردن دیگران خودتان را آرام کنید.
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 19:50  توسط عزیز زارع کارشناس آموزش راهنمایی
|
خدا را چگونه به بچه معرفی کنیم ؟
پرسش:خدا را چگونه به بچه معرفی کنیم وقتی می پرسد: خدا کجاست؟چگونه است؟ و... لطفا با مثال بیشتر توضیح دهید. پاسخ: خداجویی و خداشناسی یكی از مسایل فطری بشر است؛ یعنی كشش به سوی شناخت خداوند یكی از احساسات ذاتی و درونی است و نیاز به استدلال ندارد. همان گونه حس زیبایی نیاز به استدلال ندارد. هنگامی كه یك منظره بسیار زیبای طبیعی، یا یك گل بسیار خوش رنگ و خوش بو را می بینیم، جاذبه نیرومندی از درون خود نسبت به آن احساس می كنیم كه نام آن را عشق به زیبایی می نهیم و هیچ گونه نیازی به استدلال در این جا نمی بینیم. خداشناسی نیز همین طور است و یك كشش و جاذبه فطری است. به همین دلیل هیچ قوم و ملتی را نه در امروز و نه در گذشتة تاریخ مشاهده نمی كنیم كه نوعی از عقاید مذهبی بر فكر و روح آن ها حكم فرما نباشد. به همین خاطر است كه قرآن روی بت پرستی و شرك تكیه كرده است،نه اثبات وجود خدا، چرا كه این موضوع در اعماق سرشت هر كس نهفته است. معمولاً بچه ها با اندك توضیح والدین شان در مورد خداشناسی قانع می شوند، گرچه پدر و مادرشان بی سواد باشند و با زبان سادةخودشان توضیح داده باشند. با این حال بچه ها از نظر سن و استعداد و محیط زندگی در یك سطح نیستند، از این رو لازم است والدین و مربیان با منظور داشتن این شرایط، پاسخ گوی كودكان خود در باره خداشناسی باشند، با زبانی كه آن ها را قانع كنند. شاید تبیین برهان علیت با بیان مثال، راه روشنی برای كودكان باشد. بدین صورت: این جهان خدایی دارد كه آن را آفریده و اداره می كند، چون هیچ پدیده ای خود به خود و بدون علت به وجود نمی آید. مثلاً اگر ساختمان جدیدی را ببینیم، یقین پیدا می كنیم دارای مهندس و بنّا و كارگرانی بوده و در اثر كار و كوشش آنان ساختمان درست شده است. هرگز احتمال نمی دهیم خود به خود و بدون علت به وجود آمده باشد. كودكان وقتی حادثه جدیدی اتفاق بیفتد، از علت آن سؤال می كنند و برای هر چیز تازه ای دنبال چرایی هستند. در هر روز ده ها یا صدها "چرا" از زبانشان بیرون می آید. این نشان می دهد كودكان به خوبی قانون علیت را با فطرتشان دریافته اند. اگر قلم و كاغذ سفیدی روی میز تحریرمان گذاشتیم و از اتاق بیرون رفتیم، بعد از برگشتن دیدیم كاغذ سیاه شده و خط هایی در آن نگاشته شده است، اطمینان پیدا می كنیم كه درغیاب ما كسی سر میز رفته و با قلم، آن خط ها را نوشته است و اگر شخصی بگوید: قلم خود به خود حركت نموده و آن خط ها را نوشته است، به حرف او می خندیم و گفته اش را غیر عاقلانه می شماریم. اگر تابلویی را مشاهده كنیم كه نقشه های زیبا وعكس ها و منظره های جالبش بینندگان را شیفته می كند، خواهم گفت كه هنرمند خوش ذوق و با سلیقه ای در آن كار كرده و به واسطه هوشیاری و هنرمندی و بازوی توانای او است كه یك صفحة بی ارزش به یك اثر گران مایه و ارزنده تبدیل شدهاست. اگر ساعت شما از كار افتاده شك ندارید كه خراب شدن ساعت بی علت نیست، چنان كه حركت كردن عقربه های آن هم بی علت نبود، و می دانید كه بر كار افتادنش نیز بی علت نیست. اگر بچه ای از بیرون بیاید و در دوچرخه یا اسباب بازی خود تغییری ببیند، مسلّماً دنبال علتش می گردد. به كودك گفته می شود: همان گونه كه هیچ پدیده ای بدون علت و آفریننده به وجود نمی آید، جهان آفرینش نیز نمی تواند بدون آفریننده باشد و آفرینندة آن خداوند است.(1) برای توجیه كودكان می توان از مثال استفاده كرد، ضمن بیان این كه خداوند شبیه هیچ چیز نیست و مثال فقط برای نزدیك كردن به ذهن است. بهتر است كه در صورت امكان از شعرهایی كه در مورد خداوند سروده شده بهره گرفت.(2)
كودك از سال دوم زندگی كه با لغات و كلمات آشنا می شود، به تدریج، به پرسش و پرگویی می پردازد، از این رو مرحلة سنّی 3 تا 7 سالگی به دوران پر گویی مشهور است. گاهی كودكان در دورة كودكستانی سؤالات زیادی درباه خدا و مرگ و امثال آن می كنند كه پاسخ دادن به آن ها كار چندان آسانی نیست و ظرافت بیش تری لازم دارد. در این موارد باید توجه داشته باشیم كه این مسائل برای كودكان چندان جدی نیستند و اگر بتوانیم فكر كودك را به گونه ای به مسائل قابل فهم او منحرف كنیم، مشكلی پیش نخواهد آمد. از سوی دیگر می توان این نكته ار نیز در پاسخ به كودك تفهیم كرد كه پایخ كامل برخی پرسش های خود را در درس های مدرسه خواهد یافت. در عین حال در برابر این گونه پرسش ها می توان پاسخ هایی داد كه برای كودك قابل فهم باشند در این جهت می توان از داستان ها و مثال هایی بهره گرفت كه، به بعضی اشاره می كنیم: روزی پیامبر اكرم(ص) با اصحاب خویش بر پیرزنی گذشت كه با چرخ دستی نخ ریسی می كرد. از او پرسید: خدا را به چه دلیل شناختی؟ پیرزند دستش را كه به دسته چرخ بود، برداشت و چرخ ایستاد. پیرزن گفت: به این دلیل، همچنان كه این چرخ را دستی می باید كه آن را به گردش آورد، چرخ عظیم جهان كه همواره در گردش است، دستی مقتدر می گرداند. داستان دیگر: در زمان قدیم پادشاهی بود كه به خدا ایمان نداشت اما وزیری داشت كه خدا پرست بود. هر چه وزیر برای اثبات خدا دلیل می آورد، شاه قبول نمی كرد تا این كه وزیر دستور داد در یك بیابان دور افتاده كه هیچ ساختمان و درختی نبود، یك ساختمان خیلی خوبی ساختند و اطراف آن را درخت كاری كرده و جوی های آب در زیر درختان جاری ساختند. یك روز وزیر، پادشاه را به شكار دعوت كرد. پادشاه نگاهش به آن ساختمان افتاد و از وزیر پرسید: در زمان های گذشته كه برای شكار به این جا می آمدیم، چنین ساختمانی نبود. چه كسی این ها را ساخته است؟ وزیر پاسخ داد: این ها خود به خود به وجود آمده اند. پادشاه گفت: مرا مسخره می كنی؟ این چه حرفی است كه می زنی؟ آیا می شود كه این ساختمان زیبا خودش ساخته شده باشد؟ وزیر گفت: وقتی بنای این ساختمان محقر و كوچك بدون بنّا غیر ممكن باشد، چگونه می شود كه بنای آسمان ها و زمین و موجودات بسیاری كه روی آن هستند، بدون آفریدگار باشد؟! پادشاه متوجه شد و به وجود خدا اعتراف كرد. برای كودك می توان زندگی مورچه ها را مثال زد كه در یك صف منظم در حال حمل مواد غذایی به انبار هستند. آن ها با نظم خاص بدون این كه خط كشی یا تابلو و علامتی داشته باشند، حركت می كنند و با هم تصادف نمی كنند. پا روی پای هم نمی گذارند و لانه را گم نمیكنند. دانه های سالم را دو نیم می كنند، تا سبز نشود. مورچه ها در طور سال از دانه های ذخیره شده برای غذا استفاده می كنند، به این صورت كه اوّل دانه ها را خرد می كنند، سپس آن را به صورت ترشی و مایع در آورده و آن گاه مصرف می كنند. راستی چه كسی این موجودات ریز را آفریده و به آن ها تعلیم داده تا چنین منظم باشند؟ از آب و باد و صحرا از آسمـــان زیبا از آن كبوتــری كه نشسته بر بام ما پـرسیـدم و شنیـــدم راز وجود آن ها این قصه را می گفتند اما نه با زبان ها نیــافــریده مـــا را به جـز خـدای یكتا پی نوشتها: 1 .ابراهیم امینی، همه باید بدانند، ص 17. 2 .احمد احمدی بیرجندی، شعر در زندگی، ص 160. قبلی بعدی بالا خدا کیست و چیست؟ آیا خدایی وجود دارد؟ جهان شناسی آخرین مقالات سیره تبلیغی و پیامرسانی حضرت زینب(ع) پس از عاشورا
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ساعت 19:46  توسط عزیز زارع کارشناس آموزش راهنمایی
|
|