باسمه تعالی

برنامه امتحانی نوبت دوم مدرسه راهنمائی امام رضا(ع) خرداد ماه89

 

ایام هفته

تاریخ

اول

دوم

سوم

چهارشنبه

29/2/89

قرآن

قرآن

قرآن

پنج شنبه

30/2/89

دینی

دینی

دینی

یکشنبه

2/3/89

ریاضی

ریاضی

ریاضی

سه شنبه

4/3/89

عربی

عربی

عربی

پنج شنبه

6/3/89

جغرافی

جغرافی

جغرافی

یکشنبه

9/3/89

زبان

زبان

زبان

سه شنبه

11/3/89

اجتماعی

اجتماعی

اجتماعی

پنج شنبه

13/3/89

تاریخ

تاریخ

تاریخ

یکشنبه

16/3/89

حرفه وفن

حرفه وفن

حرفه وفن

سه شنبه

18/3/89

علوم

علوم

علوم

پنج شنبه

20/3/89

انشا

انشا

آمادگی

شنبه

22/3/89

انشا

انشا

املاوانشا

نکات لازم وضروری:

 

1-حداقل نیم ساعت قبل از برگزاری آزمون در مدرسه حضور داشته باشید.

2-غیبت در امتحانات به منزله( صفر) تلقی می گردد.

3-وسایل مورد نیاز را به همراه داشته باشید.

4-به صبحانه فرزندانتان اهمیت بدهید تادر روز آزمون مشکلی پیش نیاید.

5-هرگونه تقلب در امتحانات (صفر)منظور می گرددوطبق قانون باشما رفتار می شود.

6-برنامه امتحانی راتاروز آخر آزمون داشته باشید تافراموش نکنید.

7-امتحانات راس ساعت 30/9صبح درمدرسه راهنمائی امام رضا(ع)برگزار می گردد.

به امید موفقیت همه شما دانش آموزان عزیز در کلیه امتحانات

عزیز زارع

مدیر مدرسه راهنمائی امام رضا (ع)

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۹ساعت 22:9  توسط عزیز زارع کارشناس آموزش راهنمایی  | 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اشتغال از جمله مسائلى است كه همواره ذهن انسان‏ها، دولت‏ها و ملت‏ها را به خود مشغول داشته است.هر چند شغل و حرفه به ظاهر، به بعد اقتصادى - معيشتى انسان‏ها مربوط مى‏شود، ولى با بعد فردى، خانوادگى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى آنان نيز ارتباطى تنگاتنگ دارد.رضايت‏شغلى حوزه‏اى است كه در آن ديدگاه‏هاى روان‏شناختى اجتماعى، جامعه‏شناختى، اقتصادى، علوم سياسى و تربيتى هر يك به سهم خود در آن سخن گفته‏اند.امروزه در هر كشورى، هزاران هزار شغل و حرفه وجود دارد كه افراد به آن اشتغال داشته و از اين طريق، به زندگى خود ادامه مى‏دهند.آنچه همواره مورد توجه روان‏شناسان و انديشمندان علوم اجتماعى بوده رضايت‏شغلى افراد و آثار اين رضايت در روحيه آن‏ها و بازدهى كارشان مى‏باشد.اگر كسى به شغل خود علاقه‏مند باشد، خلاقيت و استعداد وى در زمينه كارى‏اش شكوفا خواهد شد و هرگز دچار خستگى و افسردگى نخواهد شد.به عكس، اگر كسى از حرفه‏اش راضى نباشد، هم خودش دچار افسردگى و سرخوردگى مى‏شود و هم كارش بى‏نتيجه خواهد بود و از اين رهگذر، جامعه نيز دچار آسيب خواهد شد.اين مقال، نگاهى به اين موضوع دارد.

تعريف «شغل‏»

«شغل‏» از نظر لغوى، به معناى به كار واداشتن‏كسى است و آنچه مايه مشغوليت مى‏باشد. از طريق اشتغال، فرد فعالانه در جريان توليد و خدمات مشاركت مى‏كند و پاداشى‏نقدى‏ياجنسى‏دريافت مى‏دارد. (1) كار و شغل فعاليتى بدنى يا فكرى در جهت توليد و خدمت است.به طور كلى، كار فعاليتى است كه از كسى خواسته شده و در مقابل آن، به وى مزد پرداخت مى‏شود. (2) به طورخلاصه، مى‏توان گفت: شغل يعنى كارى كه فرد، مشغول به انجام آن است و از طريق آن، هم انجام وظيفه مى‏كند و هم امرار معاش مى‏نمايد.

در تعريفى‏ديگر، «شغل‏» عبارت است از گروهى‏ازموقعيت‏هاى‏مشابه‏دريك‏مؤسسه، اداره يا كارگاه كه افراد واجد شروط خاص، مى‏توانند اين موقعيت‏ها رااحراز كنند و وظايف محوله را انجام دهند. (3)

تعريف «رضايت‏شغلى‏»

«رضايت‏شغلى‏» مجموعه‏اى از احساسات و باورهاست كه افراد در مورد مشاغل كنونى خود دارند. (4) رضايت‏شغلى يكى از عوامل مهم در موفقيت‏شغلى است; عاملى كه موجب افزايش كارايى و نيز احساس‏رضايت‏فردى‏مى‏گردد. (5) رضايت‏شغلى يعنى دوست داشتن شرايط ولوازم يك شغل، شرايطى‏كه درآن‏كارانجام‏مى‏گيرد و پاداشى كه براى آن دريافت مى‏شود. (6)

با توجه به مطالب مزبور، مى‏توان گفت: «رضايت‏شغلى‏» يعنى احساس خرسندى و خشنودى كه فرد از كار خود مى‏كند و لذتى كه از آن مى‏برد و در پى آن، به شغل خود دل‏گرمى و وابستگى پيدامى‏كند.«رضايت‏شغلى‏» حالتى مطبوع، عاطفى و مثبت‏حاصل از ارزيابى شغل يا تجارب شغلى است; مفهومى داراى ابعاد، جنبه‏ها و عوامل گوناگون كه بايد مجموعه آن‏ها را در نظر گرفت.از جمله اين عوامل، مى‏توان به صفات كارگر و كارمند، نوع كار، محيط كار و روابط انسانى كار اشاره نمود. (7)

فيشر (V.E.Fisher) و هانا (J.V.Hanna) رضايت‏شغلى را عاملى درونى مى‏دانند و آن را نوعى سازگارى عاطفى با شغل و شرايط اشتغال مى‏انگارند; يعنى اگر شغل مورد نظر، لذت مطلوب را براى فرد تامين كند، او از شغلش راضى است.در مقابل، چنانچه‏شغل‏موردنظررضايت‏ولذت‏مطلوب رابه‏فردندهد، دراين‏حالت، اوازكارخودمذمت مى‏نمايد و درصدد تغيير آن برمى‏آيد. (8)

به‏نظر هاپاك (R.Hoppock) «رضايت‏شغلى‏» مفهومى‏پيچيده و چندبعدى است و با عوامل روانى، جسمانى و اجتماعى ارتباط دارد.تنها يك عامل موجب رضايت‏شغلى نمى‏شود، بلكه تركيب معينى از مجموعه عوامل گوناگون سبب مى‏گردد كه شاغل در لحظه معينى از زمان، از شغلش احساس رضايت كند و به خود بگويد كه از شغلش‏راضى‏است وازآن لذت‏مى‏برد. (9)

از تعاريف ارائه شده درباره «رضايت‏شغلى‏» ، چنين برمى‏آيد كه اين مفهوم بيانگر احساسات و نگرش‏هاى مثبتى است كه شخص نسبت‏به شغلش دارد.وقتى گفته مى‏شود كه كسى از رضايت‏شغلى سطح بالايى برخوردار است; يعنى به طور كلى، شغلش را دوست مى‏دارد، براى آن ارزش زيادى قايل است و به‏گونه‏اى مثبت‏به آن مى‏نگرد و در يك كلام، از احساس خوب و مطلوبى نسبت‏به آن برخوردار است. (11)

عوامل انتخاب شغل

شغل موضوعى است كه انتخاب آن تصادفى نيست، نيازمند عوامل بسيارى است كه عبارتند از:

1- وضع جسمانى

هر شغل‏به‏خصوصيات‏جسمانى مشخصى نياز دارد.در برخى مشاغل، جثه بزرگ و قوى لازم‏است، درحالى‏كه‏دربرخى مشاغل ممكن است اين امر مانع از انجام وظايف باشد.همچنين در بعضى مشاغل، وجود و سلامت‏دست وپالازم‏است، در حالى كه در برخى ديگر، فقدان و يا نقص دست و پا و سايراعضامشكلى‏به‏وجود نمى‏آورد.

2- استعداد

استعداد يكى از عوامل مهم در انتخاب شغل وادامه اشتغال موفقيت‏آميز است. استعداد به معناى مهياشدن، آمادگى و توانايى بر انجام كارى است; توانايى فطرى فرد كه به يادگيرى او كمك مى‏كند و آن را تسريع مى‏نمايد.

بدين معنا، استعداد نحوه و ميزان يادگيرى را در زمينه‏هاى گوناگون در آينده پيش‏بينى مى‏كند و كسى كه در زمينه خاصى استعداد دارد، از تجربيات خود در آن مورد بهره بيش‏ترى مى‏برد.

3- رغبت

«رغبت‏» به معناى ميل داشتن و خواستن و آرزوى چيزى است.همچنين احساس خوشايند يا تمايل و كنجكاوى نسبت‏به چيزى‏ياموضوعى، «رغبت‏» ناميده مى‏شود.رغبت انگيزه مهمى براى تلاش و حركت انسان به حساب مى‏آيد.موفقيت در انجام هر شغلى، مستلزم داشتن رغبت است.

4- امكانات فردى - اجتماعى

علاوه بر موارد مذكور، عوامل ديگرى نظير شخصيت فردى، واقع‏نگرى، امكانات محيطى و نيازهاى جامعه در انتخاب شغل تاثير بسزايى دارد. (12)

به طور خلاصه، مى‏توان گفت: عوامل فردى (از قبيل وضعيت جسمانى، استعداد، رغبت و صفات شخصيتى) ، عوامل اجتماعى (نظير فشار خانواده، ارزش‏هاى اجتماعى و فرهنگى، ميزان امكانات هر جامعه و فرصت‏هايى كه در اختيار افراد قرار مى‏دهد) ، عوامل اقتصادى (همانند فقر و بيكارى) و نيز وراثت و جنسيت در انتخاب شغل مؤثر است.

عوامل رضايت‏شغلى

محققان مدت‏هاست در جست‏وجوى تعيين علل اساسى رضايت از شغل در سازمان و اداره هستند.تاكنون آن‏ها توانسته‏اند به رشته‏اى از عوامل ثابت و مرتبط با ضايت‏شغلى دست‏يابند، اما دست‏يابى به يك الگوى جامع تجربى تحقق نيافته است. مى‏توان به اختصار به چند عامل كه در اين زمينه از اهميت‏بيش‏ترى برخوردارند، اشاره كرد.پورتر (W. Porter) و استيرز (M.Steers) به چهار عامل ذيل اشاره كرده‏اند:

1- عوامل سراسرى سازمان; يعنى متغيرهايى كه به طور وسيع در مورد بيش‏تر كاركنان صدق مى‏كند; مثل حقوق و فرصت‏هاى ارتقا;

2- عوامل بلافصل محيط شغلى; متغيرهايى كه گروه‏هاى شغلى را تشكيل مى‏دهد; همانند شيوه سرپرستى و كيفيت روابط با همكاران، شرايط كار و محل كار;

3- عوامل محتوايى يا فعاليت‏هاى بالفعل شغلى; مانند قلمرو شغل (ميزان تنوع، استقلال‏ومسؤوليت) و وضوح نقش;

4- عوامل فردى; ويژگى‏هايى كه يك فرد را از ديگرى متمايز مى‏سازد; همچون سن، سنوات خدمت و شخصيت (اعتماد به نفس، عزم و بلوغ). (13) به جدول شماره (1) توجه كنيد.

لاك (E. A. Locke) مهم‏ترين عوامل مؤثر بر رضايت‏شغلى را چنين خلاصه مى‏كند:

1.كار پر مخاطره ذهنى كه فرد مى‏تواند با موفقيت‏با آن سازگار شود (موفقيت در سازگارى با كار) ;

2.علاقه فردى به خود شغل كه هر قدر علاقه فرد به شغل بيش‏تر باشد ميزان رضايت او بيش‏تر خواهد بود;

3.كارى كه از نظر جسمانى بيش از حد خسته‏كننده نباشد (هر قدر فرد بيش‏تر خسته شود، رضايتش كم‏تر خواهد بود و هر قدر كم‏تر خسته شود ميزان رضايتش بيش‏تر خواهد بود) ;

4.پاداش براى علمكرد، منصفانه، آموزنده و منطبق با خواست فرد باشد;

5.شرايط كار كه با نيازهاى فيزيكى سازگار باشد و به اهداف شغلى كمك كند;

6.احساس احترام به نفس از سوى شاغل; او هر قدر از سوى ديگران نسبت‏به خود بيش‏تر احساس احترام كند، ميزان رضايتش بيش‏تر خواهد بود;

7.عواملى كه در محيط كار، نياز به ارزش‏هاى شغلى را تسهيل مى‏كند; از قبيل افزايش حقوق و ترفيع. (14)

انصاف و عدالت در پرداخت نيز با رضايت‏شغلى ارتباط دارد.هر قدر انصاف و عدالت در پرداخت‏بيش‏تر و بهتر رعايت‏شود، ميزان رضايت‏شغلى بالاتر است و هر قدر ميزان رضايت‏بيش‏تر باشد، عملكرد كارگر و كارمند نيز بالاتر مى‏رود.همچنين رضايت‏شغلى به وسيله پرداخت پاداش و تشويق كردن نيز بالا مى‏رود.نگرش‏هاى فرهنگى، خدمات درمانى و تسهيلات رفاهى در بالا بردن ميزان رضايت‏شغلى دخالت دارند. (15)

جورج و جونز چهار عامل اساسى را در ميزان و سطح رضايت‏شغلى مؤثر مى‏دانند:

1.شخصيت و صفات شخصيتى; 2.ارزش‏ها; 3.موقعيت كار و شغل; 4.تاثير اجتماعى. (16)

هر يك از اين عوامل اساسى چهارگانه، با زيرمجموعه‏هاى آن در شكل (1) منعكس شده است:

برخى ديگر نيز براى رضايت‏شغلى ده عامل را ذكر كرده‏اند: ايمنى و بهداشت كار، ساعات كار و نوبت كارى، امنيت‏شغلى و پيشرفت كار، برخورد عادلانه در محل كار و ميزان جذب كاركنان در سازمان، مشاركت كاركنان و كارمندان در تصميم‏گيرى، محتواى كار و تحقق ظرفيت‏هاى كارى كارمندان و كاركنان، تغييرات در سازمان كار، پاداش كافى و عادلانه، مسؤوليت اجتماعى، كار و خانواده و فراغت. (17)

وودمن (W. Woodman) و هل ريجل (Don Hellriegel) در كتاب خود، در بحث عوامل مؤثر بر رضايت‏شغلى، به اين عوامل اشاره مى‏كنند: صفات كارگر و كارمند، نوع كار، محيط كار، و روابط انسانى كار. (18)

شرتزر (Bruce. E. shertzer) عوامل ذيل را در رضايت‏مندى شغلى مؤثر مى‏داند: حقوق، امنيت كارى و ثبات شغلى، شرايط كارى خوب، امكان پيشرفت و ترقى، و روابط انسانى. (19)

كورمن اين عوامل مؤثر را به دو دسته تقسيم مى‏كند:

1.عوامل محيطى; مثل سطح شغل، محتواى شغل، رهبرى ملاحظه كار، دست‏مزد و فرصت‏هاى ترفيع;

2.عوامل شخصى; مثل سن، سطح تحصيلات و جنسيت.

هر قدر شغل از لحاظ سطح، مسؤوليت، استقلال و تنوع بالاتر باشد، مطلوب‏تر است، هر چند به نسبتى كه فرد در سطح بالاترى قرار داشته باشد (بر حسب تحصيلات، توانايى‏ها و مانند آن) ، سطح لازم اين خصوصيات براى كسب خشنودى بايد بالاتر باشد. (20)

همان‏گونه كه ملاحظه مى‏شود، صاحب‏نظران بسيارى به ذكر عوامل مؤثر در رضايت‏شغلى پرداخته‏اند.با نظرى اجمالى به نوشته‏هاى اينان، چنين به نظر مى‏رسد كه بسيارى از اين عوامل مشترك مى‏باشد.بنابراين، در جمع‏بندى، اين عوامل را مى‏توان چنين ذكر كرد:

1- عامل اجتماعى (ناشى از جامعه و محيطى كه فرد در آن زندگى مى‏كند و نشانگر سطح فرهنگ و ديدگاه‏هاى مورد قبول جامعه اوست; مانند ميزان ارزش و مقام اجتماعى كارگر و كارمند) ;

2- نفس كار (عامل محتوايى كار كه مربوط به ذات كار مى‏باشد و از احساس علاقه به شغل مورد نظر ناشى مى‏شود) ;

3- محيط كار (هر عاملى كه با محيط كارى و فضاى كارى سر و كار دارد; مثل ساختمان فيزيكى محل كار و آب و هوا).

آثار وجود رضايت‏شغلى

آگاهى از نتايج مهم رضايت از شغل به اندازه‏شناخت‏آنچه‏موجب‏رضايت‏مى‏شود، اهميت دارد.اين نتايج عبارت است از:

الف - رضايت و ترك خدمت

رضايت از شغل و ترك خدمت‏با يكديگر رابطه دارند.وروم (V. H. Vroom) پى برد كه دامنه همبستگى بين اين دو متغير در بررسى‏هاى گوناگون، از 25% - تا 42% - است.سپس پورتر و استيرز در پانزده بررسى، پى بردند كه همبستگى ميان رضايت و ترك خدمت 25% - است. (21) بازنگران قرن اخير، كه به بررسى رابطه بين رضايت‏شغلى و رها كردن شغل پرداخته‏اند، گزارش مى‏دهند كه بين اين دو يك رابطه منفى برقرار است; يعنى اگر

كاركنان از شغل خود راضى باشند، كار خود را رها نخواهند كرد و اگر از شغل خود راضى نباشند، به رها كردن شغل خود مبادرت مى‏ورزند.لاك در سال 1976 نيز گزارش تقريبا مشابهى ارائه داد. (22)

ب - رضايت از شغل و غيبت از كار

شواهد نشان مى‏دهد كه رابطه‏اى معتدل و معكوس بين رضايت از شغل و غيبت كاركنان از محل كار خود وجود دارد.وروم در چندين بررسى نشان داد كه دامنه همبستگى از 14% - تا 38% - است.اين بررسى مورد تاييد پورتر و استيرز و ديگران نيز قرار گرفت. (23)

ج - رضايت و عملكرد

يكى از بحث‏انگيزترين مباحث در زمينه رضايت‏شغلى، ارتباط آن با عملكرد است.سه نظريه در اين باره ارائه شده است:

1.رضايت موجب عملكرد مى‏شود;

2.عملكرد موجب رضايت مى‏شود;

3.پاداش، بين عملكرد و رضايت‏به عنوان واسطه عمل مى‏كند;

دو نظريه نخست از حمايت ضعيفى برخوردار است، اما نظريه سوم، كه بر اساس آن، پاداش به عنوان واسطه عملكرد و رضايت عمل كند، از حمايت‏بيش‏ترى برخوردار مى‏باشد. عملكرد قبلى موجب دريافت پاداش درونى (احساس كام‏يابى شخصى) و پاداش برونى (حقوق و ترفيع) مى‏شود.اين‏پاداش به‏نوبه‏خود، هم عملكرد آينده فرد را بالا مى‏برد و هم در بالا بردن ميزان رضايت‏شغلى او مؤثر است. (24)

وروم در تحقيقات خود، به دست آورد كه بين رضايت‏شغلى و ميزان كارايى و عملكرد، رابطه مثبتى وجود دارد. (25)

استيرز وپورتر در كتاب‏خود مى‏گويند: هر قدر انگيزه كارى كارمند و كارگر بالاتر باشد و هر قدر نگرش او به شغلش مثبت‏تر باشد (از كارش راضى‏تر باشد) ، عملكرد او نيز در سطحى بالاتر خواهد بود.به عكس، هر قدر انگيزه و نگرش مثبت نسبت‏به كار، پايين‏تر باشد (رضايت از كار كم‏تر باشد) ، عملكرد فرد نيز در سطح پايين‏ترى قرار خواهد گرفت. (26)

د - تاثيررضايت‏شغلى بر سازمان

ارزيابى‏ها نشان مى‏دهد كه هرگاه كاركنان يك سازمان از شغل خود رضايت داشته باشند، سازمان آن‏ها نيز داراى اثرات مثبتى خواهد بود و به صورت يك سازمان اثر بخش و مفيد درخواهد آمد. (27)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۹ساعت 22:0  توسط عزیز زارع کارشناس آموزش راهنمایی  |